مدیریت دانش

سازمان ها دررویارویی با تغییرات سریع باید به منظور حفظ مزیت رقابتی خود را با دانش موجود منطبق کنند و در جهت با این همه تحقیقات نشان می دهد که موضوع مدیریت دانش از ماهیتی پیچیده برخوردار است ( لیا و همکاران[1] ، 2011 ).مدیریت دانش به عنوان یک رشته نسبتاً جدید ممکن تصور شود که این مشکل ناشی از فقدان یک تئوری است ، اما حتی یک بررسی کوتاه از نوشته ها روشن می سازد که موضوع چیز دیگری است . یک توصیف از مدیریت دانش به عنوان ترکیبی از افراد ، فرایند و فن آوری به خوبی شناخته شده است(جان ادوارز[2]، 2013).

مدیریت دانش عمدتاً بر اشتراک دانش درون سازمان و گروه متمرکز شده است . یکی از اهداف اصلی شرکت و سازمان مبتنی بر دانش این است که ، از مجموع نیروهای رانشگر خود کارآمدتر باشد . هدف اصلی هر سازمان این است که باید روی فرد متمرکز شده و به او انگیزه دهد و درمرحله بعد باید تمرکز به شبکه های اجتماعی دراولویت قرار گیرد . دانش به خودی خود نمی تواند هیچ مزیتی به دنبال بیاورد ، فقط در صورتی می توان آنرا مهم تلقی کرد که ارزش ایجاد کند ارزش دانش ، به کارگیری بینش های تلویحی و درونی ( ذهنی ) و قابل دسترسی کردن آن بینش ها برای اشتراک و کاربرد توسط شرکت بستگی دارد ولکل[3] (2009).

به طرز قابل توجهی مدیران دریافته اند که دانش و یادگیری منبع بهتری برای دستیابی به مزیت رقابتی پایدار در جهان امروز است . آنها می دانند که نگهداری دانش های کلیدی سازمان بصورت منفعل و در افکار کارکنان جایز نبوده و عاملی همچون جابه جایی ، پایین آمدن استانداردهای آموزشی و رشد سریع تغییرات کسب و کار به منزله آن است که دیگرنمی توان بصورت اطلاعات جامع و با ثبات افراد به شکلی انفرادی تکیه نمود در نتیجه دانشی که دروجود کارکنان محصور شده است بایستی به درون سطوح سازمان نفوذ پیدا کند . تا همگی بتوانند بدان دست پیدا کرده و همچنین موجب افزون شدن و یا تکمیل آن گردد ( جعفری و همکاران،1385) .

چانگ و لی [4](2009) اشتراک دانش دلالت بر این امر دارد که اطلاعات ، دانش و مهارتی که مربوط به سازمان می باشند در میان افراد یا واحدها در چارچوب سازمانی،تبادل و توزیع شوند. اشتراک ترکیب دانش موجود و دانش جدید را افزایش می دهد که منجر به توسعه فرایند یا ایجاد تغییرات محصولات جدید می شود .

 

2-1-2 ) تعاریف و مفهوم مدیریت دانش

دانش يک منبع اقتصادی کليدی) و حتي مي توان گفت تنها منبع کليدی( برای کسب مزيت رقابتي است. سازمان ها مي توانند از طريق مديريت اثربخش دانش، توليد و يا کسب دانش های جديد، در دسترس قراردادن دانش و به کار بستن آن، کارکنان خود را به کارکنان دانشي تبدل نمايند.چنين کارکناني مهم ترين سرمايه ی يک سازمان به حساب مي آيند. نه فقط پژوهشگران مديريت، که شاغلين در سازمان ها نيز بر فرايند مديريت دانش که شامل کسب، کاربرد و اشتراک دانش مي شود تأکيد زيادی دارند و مديريت دانش  را در جايگاه کليدی ترين عامل سازماني جهت کسب مزيت رقابتي قرار مي دهند (کور و مادن[5] ،2013)

[1] .lia & colleague

[2] .John Edwards

[3] .volkel

[4] . chang & lee

[5] . kor &maden

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسي رابطه مديريت دانش و نوآوری محصول در شركت هاي صنعتي استان گيلان