ارتباطات (مهارت هاي ارتباطي) و چارچوب مفهومي آن [1]

ارتباطــات مؤثر  بين اجزاي گوناگون يك سازمان از عناصر كليدي موفقيت مديران است . بارنارد2 مي گويد : فراهم آوردن يك سيستم ارتباطي ، يكي از سه وظيفه اصلي اجرايي مهم براي بقاي يك سازمان است . بنيس و نانسن3  اظهار داشتند كه فراهم آوردن معنا از طريق ارتباطات، يكي از چهار راهبرد مهم رهبري است. ارتباط مؤثر با افراد و درك انگيزه هاي آنان باعث توفيق مديريت در انجام وظيفه رهبري ، هدايت ، و غيره خواهد شد . ارتباط صحيح تنها راهي است كه افراد مختلف مي توانند به درك متقابل برسند . هر مديري در سازمان بايد بتواند از طريق نوشته ها ،گفته ها و سخنراني هايش مطالب را به درستي و روشني براي افراد خود مطرح كند تا بتواند در امر برقراري ارتباط موثر موفقيت كسب كند . ارتباط كه عبارت است از: ((تبادل اطلاعات و انتقال معني )) مديران را قادر مي سازد با افراد سازمان خود به تفاهم برسند . ارتباط مكانيسمي است كه روابط انساني بر اساس آن به وجود مي آيد و تمام مظاهر فكري و وسايل انتقال و حفظ آن ها در زمان و مكان بر پايه آن توسعه پيدامي كند . ارتباط عبارت است از : (( انتقال اطلاعات با وسايل ارتباطي گوناگون از يك نقطه ، يك شخص با يك دستگاه به ديگري )) ( نسل لانگلي و مشل شين ، 1986 ، به نقل  از مشبكي ، 1380) . چنانچه ارتباط به صورت صحيح انجام نشود، باعث ايجاد نابساماني در سازمان خواهد شد . بنابراين ريشه مشكلات فردي ، سازماني و اجتماعي را مي توان در كمبود ارتباطات موثر و سوء تعبيرها و تفسيرهاي ارتباط جستجو كرد . پس مي توان گفت كه برقراري ارتبـاط صحيح به دلايل متعددي براي مديران ضروري است كه از آن جمله : هماهنگ كردن و تنظيم وقت خود ، انجام وظايف برنامه ريزي ، سازماندهي ، هدايت ، رهبري و كنترل سازمان به نحوه ي موثر.

سازمان در واقع نمونه اي است از شبكه ارتباطات؛ زيرا، بين اجزاء مختلف و پراكنده آن از طريق ارتباطات همبستگي و پيوند برقرار مي شود . به عبارت ديگر ، در صورت فقدان سيستم ارتباطات ، سازمان مجموعه اي از عناصر و اجزاء پراكنده و منفرد تلقي مي شود كه بين آنها هيچ گونه همبستگي و پيوند براي نيل به اهداف معين وجود نخواهد داشت ( اقتداري ، 1370 ) . مديران بايد بدانند كه ارتباطات يك جانبه ارتباط موثري نيست . آنها بايد تلاش كنند ارتباطات خود را توام با بازتاب نمايند و در اين راستا بايد تلاش كنند كه ارتباطات آنها با افراد داخل و بيرون سازمان به صورت ارتباط دو طرفه باشد .

مديران بايد مهارت ارتباطي خود را در مورد ارتباطات رو به بالا، ارتباط افقي ، ارتباطات رو به پائين و ساير انواع ارتباطات تقويت كنند .

سازمان هاي امروزي نياز به ارتباطات مناسب با مردم را درك كرده اند؛ ولي آنچه هنوز باقي مانده است،  عدم درك و آگاهي نسبت به   چگونگي و چيستي ارتباطات و همچنين نقشي است كه ارتباطات در درون يك سازمان ايفا مي كند ( كوريك[2] ، 1995) . از اين روست كه لزوم بهبود مهارتهاي ارتباطي مورد نياز مديران ضرورتي انكار ناپذير است .

مهارت و فن رفتار با كاركنان (مهارت ارتباطي) يكي از مهارتهاي ارزنده و مفيدي است كه هر مديري در هر مقام و مرتبه اي كه باشد، جهت اعتلاي فردي و سازماني بايد در جهت و تسلط بر آن از هيچ كوششي فروگذار نكند. بر اساس گزارش مجتمع مديريت امريكا، اكثريت قريب به اتفاق دويست مديري كه در يك تحقيق شركت كرده بودند، عقيده داشتند كه مهمترين مهارت يك مدير، توانايي او در رفتار و (نحوه رابطه) با كاركنان است. مديران براي اين مهارت درجـه والاتري از فراست، قاطعيت دانش و مـهارتهاي شـغلي قائل شده اند (مشبكي، 1380)

1- Communication and it’s conceptual framework

2- Barnard

3- Benus and Nancen

1- Korieck

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسی رابطه بین مهارت های ارتباطی معلمان و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دوره دوم مقطع متوسطه ناحیه 2 شهر بندرعباس