نظریه های سلامت روان:

1- نظریه فروید[1]: به عقیده وی اکثر انسانها به درجات مختلف ” روان نژند” هستند و سلامت روانی یک آرمان است نه یک هنجار آماری ویژگیهای خاصی جهت داشتن سلامت روان ضرورت دارند نخستین ویژگی خود آگاهی است یعنی هر آنچه که ممکن است در ناخودآگاه موجب ایجاد مشکل شود ، بایستی خود آگاه شود و خود آگاه حقیقی امکان ندارند: مگر این که کنترل غیر ضروری و یا زیاد از حد ” من برتر ” در هم بشکند به نظر فروید خود آگاهی عنصر اصلی ( نه کافی) در داشتن سلامت روان است فروید بیگانگی منطق از علاقمندی ها عمودی را معیار نهایی سلامت روانی می داند. (گنجی ، 1388)

2- نظریه یونگ[2]: به نظر یونگ فرایند تفرد یکی از عمل موثر در سلامت روان است تفرد در ساده ترین شکل آن عبارت است از تمیز ( تشخیص) تدریجی من یا خود آگاهی از نا خودآگاهی ، طوری که فرد به تدریج بیشتر و بیشتر از افکار و انگیزه های منشعب شده از ناخودآگاه جمعی ، آگاه و هشیار شود البته تمیز نا خودآگاهی ، تنها نیمی از داستان تفرد است همزمان با این تغییر تدریجی بایستی نسبت های ناخودآگاه و خود آگاه روان دوباره با هم متحد و یک پارچه شوند این یک پارچه سازی مجدد ضروری است بنابر نظریه ی یونگ بالاترین و نهادی ترین اهداف بشر رسیدن به خود و تحقق خویش است و تنها از طریق مشارکت بی قید و شرط در هنر، مذهب و یا نمادی از این نوع می توان به تحقق خویشتن دست یافت.

3- نظریه موری : به عقیده موری فرد سالم از ساختار روانی خویش آگاهی دارد انسان در عین این که بین نیازهای مختلفش تعارضی ندارد از انواع نیازها به نحو مقتضی استفاده می کند در شخص هنجار بین ” من برتر ” و ” من آرمانی ” فاصله خیلی زیاد نیست در انسان سالم به عقیده وی ابتدا نهاد ، سپس من برتر  و آن گاه ” من” به ترتیب نقش عمده ای در کنترل رفتار ایفا می کنند و بر نظرات خردمندانه من و مواظبت ( من برتر) تکانه های نهاد می توانند به صورت قابل قبول ارضاء شوند به عقیده موری تمام انسانها با شدت و ضعف دچار عقده اند اما عقده ها اگر شدید و افراطی باشند منجربه ناهنجاری و بیماری فرد خواهند گشت از نظر وی ( تخیل و خلاقیت ) 2- عامل مهم در سلامت روانی به شمار می آیند.(سید محمدی، 1388)

4- نظریه آدلر[3]:  آدلر می گوید ” سلامت روان یعنی داشتن اهداف شخصی در زندگی ، داشتن فلسفه مستحکم و راسخ برای زیستن ، داشتن روابط خانوادگی و اجتماعی مطلوب و پایدار مفید بودن برای همنوعان ، داشتن جرات و شهامت و قاطع عمل کردن در جهت نیل به اهداف ، کنترل داشتن روی عواطف و احساسات داشتن هدف نهایی کمال و تحقق نفس پذیرفتن اشکالات و کوشیدن در جهت حل آنها با توجه به توانایی خود.(گنجی ،1388)

5- نظریه فروم [4]:فروم عقیده دارد که انسان دارای سلامت روان کسی است که عمیقاً عشق می ورزد آفرینشگر است ، قدرت تخیل و عقل و خرد را در درون خود پروانیده است خودش و جهان را به شکل عمیقی ادراک می کند احساسات پایدار و درستی دارد با جهان می پیوندد و در آن رشد می کند ریشه و اصالت دارد و حاکم بر سر نوشت خویش است انسان سالم دارای جهت گیری منطقی است یعنی تمام قدرت ها و استعدادهای بالقوه اش را در آن بکار می برد.

1- Frouid

2- young

3- moury

1- Adler

2- fromm

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

مقایسه حمایت اجتماعی، راهبردهای مقابله ای، و سلامت روانی معتادان گمنام با معتادان تحت درمان با متادون در شهرستان قروه(استان کردستان)