هوش هیجانی و موفقیت شغلی

   دانیل گلمن (2009) می گوید: «قوانین انجام كار دائماً در حال تغییرند و ما همیشه به وسیله معیارهای جدیدی مورد قضاوت قرار می گیریم. مهم نیست ما چقدر هوشمندیم، ‌چقدر آموزش دیده ایم یا چه تخصصی داریم. بلكه مهم این است چقدر می توانیم خودمان و دیگران را اداره كنیم. امروزه كاركنان به علت تغییرات دائمی و مستمر ابهامات و حجم اطلاعات زیاد و اضافی و شتاب زدگی در زندگی متحمل فشار روانی (استرس) زیادی می شوند. این امر كاملاً‌ روشن است كه قابلیت های هیجانی تركیبی معجزه آسا هستند كه حمایت و بقاء سازمان را تضمین كرده و افراد توانمند و دارای عملكرد عالی را از دیگران جدا می سازد.

مشاغل هزاره سوم به كاركنانی نیاز دارند كه دارای سطح بالایی از اعتماد به نفس،‌ تعهد و روحیه تشریك مساعی بوده و بتوانند در مقابله با تضادهای موجود آنها را كنترل و مدیریت كنند. این قابلیت ها نتیجه توانایی شناخت و مدیریت احساسات خود فرد و درك درست و انتقال صحیح آنها به دیگران است. هوش هیجانی آنقدر برای موفقیت ضروری است كه 60 درصد عملكرد در همه انواع شغل ها را شامل می شود و می تواند به تنهایی بزرگترین عامل برای پیش بینی عملكرد فرد در محیط كار و قوی ترین نیرو برای رهبری و موفقیت است.

شاید بهترین امتیاز هوش هیجانی این باشد كه یك مهارت بسیار انعطاف پذیر است. هوش هیجانی مردم هر چقدر كم یا زیاد باشد باز هم مردم می توانند با تمرین آن را بهبود بخشند و كسانی كه در آن نمره كمی می آورند عملاً‌ می توانند خودشان را به پای همكارانشان برسانند. پژوهش انجام شده در دانشگاه كوئینزلند استرالیا نشان می دهد، ‌كسانی كه هوش هیجانی و عملكرد شغلی ضعیفی دارند می توانند،‌ تنها با تلاش برای بهبود هوش هیجانی خود، ‌به پای همكارانی كه در هر دو بسیار عالی هستند برسند. پس از مطالعه تعداد زیادی افراد در محیط كار متوجه شده اند‌90 درصد كسانی كه عملكرد شغلی عالی دارند هوش هیجانی بسیار بالا نیز دارند (گریتس و همکاران[1]، 2005).

2-20- هوش هیجانی و سلامت

   هر مشكلی، ‌در طول حیات خود، ‌زمانی آماده حل شدن و از بین رفتن می شود. هیجان ها وسیله ای هستند كه با آنها می توانیم برای حل مشكل خود اقدام كنیم با درك هیجان های خود می توانیم از میان مشكلات ماهرانه بگذریم و از مشكلات بعدی اجتناب كنیم. اگر عكس این كار را انجام دهیم و احساسات خود را سركوب كنیم آنها خیلی سریع به احساس تنش، ‌استرس،‌ و اضطراب تبدیل خواهند شد. هیجان هایی كه نادیده گرفته می شوند، مغز و بدن را فلج می كنند. مهارت های هوش هیجانی به ما كمك می كنند تا جلوی وضعیت های دشوار، ‌پیش از اینكه غیر قابل كنترل شوند،‌ بگیریم و با این كار مدیریت استرس (كنار آمد با استرس) برای ما آسان تر شود.

[1] Gerits & et al

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

رابطه سبک فرزندپروری والدین با هوش هیجانی و پرخاشگری در نوجوانان دختر