واژه شناسی تعریف حق سکوت:

1-1-1-تعریف حق:

در حقوق حق را «توانايي كه به اراده اشخاص داده شده» تعريف نموده‌اند و ازاين‌رو عنصر اصلي آن را اراده‌اي دانسته‌اند كه به وسيله قوانين حاكميت يافته‌‌ است.همچنین در تعریف حق ‌بيان داشته ، حق را اقتداري دانسته‌ است كه قانون به افراد مي‌دهد تا عملي را انجام دهند و در انجام و عدم انجام آن عمل آزاد هستند .بر اين اساس آزادي عمل ركن اساسي حق است.(سید حسن امامی ،حقوق مدنی ص 2)اما گروهي ديگر حق را نفعي برشمرده‌اند كه از نظر حقوقي حمايت شده است.بر اساس اين ديدگاه صاحب واقعي حق كسي است كه از آن سود مي‌برد نه آن‌كه اراده مي‌كند.در مقابل هر حقي تكليفي نيز وجود دارد كه گاه اين تكليف در برابر حق در احترام و خودداري از تجاوز به آن خلا‌صه مي‌شود.حق به طور مستقيم و به وسيله صاحب آن اجرا مي‌شود و ديگران تنها وظيفه دارند آن را محترم شمارند،همچنین حق واژه‌ای است که در معانی راست و درست و همچنین در معنی «آن‌چه فرد یا پدیده‌ای سزاواری آن را دارد» به کار می‌رود. حق همچنین در زبان‌های شرقی اصطلاحآً به عنوان یکی از نام‌های خدا به کار می‌رود.

1-1-2 . تعریف سکوت :

سكوت در لغت به معناي خاموش شدن، آرام شدن و خاموشي است (لغت نامه دهخدا) سکوت در لغت عبارت از خودداری از گفتن و حرف نزدن و خاموشی است.(حسین عمید ،فرهنگ فارسی) در مفهوم حقوقی نیز سکوت یعنی عدم اعلان اراده صریح باطنی، و امری سلبی است چرا که سکوت چیزی جز عدم نمی باشد. در سکوت در حوزه اخلاق و مذهب آثاری مترتب است که در حقوق آن آثار بر سکوت مترتب نیست.

1-1-3 تعریف حق سکوت متهم :

حق سکوت در بسیاری از سیستم های حقوق وارد شده است هر چند صراحتاً معاهدات حقوق بشری آن را اعلام نکرده اند لیکن می توان از رویه دادگاه های بین المللی وجود این حق را استنباط کرد. دادگاه اروپایی اعلام داشته است که اگر چه در ماده 6 کنوانسیون اروپایی تصریح نشده است، لیکن شکی وجود ندارد که حق ساکت ماندن در زمان بازجویی پلیس و مصونیت در مقابل خود مجرم خوانی عموماً از سوی استانداردهای بین المللی که در بطن مفهوم رویه عادلانه که بر اساس ماده 6 کنوانسیون ایجاد می گردد قرار دارد. در مقررات داخلی نیز می توان به حق سکوت متهم پرداخته و شاهد مثالی آورد. حق سکوت متهم (امتناع از پاسخ) یعنی متهم باید بداند که می تواند به سؤالات پاسخ نگوید و سکوت او نمی تواند عواقب کیفری داشته باشد.
این حق خصوصاً در شرایط فقدان وکیل که متهم نا آشنا به قوانین، ممکن است اغفال شود یا دچار توهم و تناقض گویی گردد وسیله دفاع متهم است.

در حقوق ایران با عنایت به ماده 197 قانون آئین دادرسی کیفری مصوب سال 1392 که مقرر می دارد: « متهم میتواند سکوت اختیار کند. در این صورت مراتب امتناع وی از دادن پاسخ یا امضای اظهارات، در صورتمجلس قید میشود.» حق سکوت متهم در اثنای بازجویی به نحو تلویحی مورد قبول مقنن است و قضات تحقیق و ضابطان دادگستری مکلف به رعایت این حق خواهند بود  و لذا موظف نیست تا به پرسش هایی که توسط پلیس یا بازپرس مطرح می شود و هدفی جز اثبات مجرمیت وی ندارد پاسخ گوید ومآلاً قاضی تحقیق را در اجرای وظیفه اش که همانا اثبات وقوع و انتساب جرم است، یاری رساند و این حق او باید در اسرع وقت اعلام شود همچنین حق سكوت كه به طور مستقيم ناظر به حق متهم در برخورد با مقامات تحقيق و قضايي است، مانند بسياري از موارد ديگر در آيين دادرسي كيفري همچون بازداشت موقت، مرور زمان، قرار وثيقه، وجود مراجع اختصاصي داراي موافقان و مخالفاني مي‌باشد كه هريك استدلا‌لي بر مدعاي خود مي‌آورند.اما صرف‌نظر از اين حمايت‌ها و مخالفت‌ها بايد گفت كه اين حق امروزه به طور تقريبي در تمامي‌اسناد بين‌المللي پذيرفته شده؛ اما كشورهاي مختلف در قوانين داخلي خود موضع‌گيري‌هاي متفاوتي نسبت به آن نموده‌‌اند. یکی از حقوق بنیادین هر متهم، حق سکوت است؛ یعنی متهم حق دارد پاسخ سوالات مقام قضایی را ندهد و سکوت کند. در اینگونه موارد، مرجع قضایی حق ندارد او را وادار به پاسخگویی کند، بلکه مکلف است سکوت متهم را در صورتمجلس قید کند و برای کشف حقیقت راجع به ادله دیگر تحقیق کند.آزادی متهم در ارائه اظهارات نزد مرجع تعقیب و منع اخذ اقرار به شکنجه یکی از اصول اساسی یک دادرسی عادلانه است و بر این اساس حق پاسخ ندادن به سوالات مأمور تحقیق تحت عنوان حق سکوت به عنوان یک حق اساسی برای متهم در کلیه مراحل دادرسی کم و بیش در کلیه نظام های کیفری جهان پذیرفته شده است. متهم مجبور به ادای شهادت و یا اعتراف به مجرمیت نیست و می‌تواند سکوت اختیار کند، بدون این که سکوت وی به منزله اعتراف و یا قرینه ای بر مجرمیت او تلقی شود.(محمود آخوندی، آیین دادرسی کیفری ص 119)

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

مطالعه تطبیقی حق سکوت متهم در حقوق کیفری ایران و اسناد بین المللی و منطقه ای